خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ اینگونه ﺷﮑﺎﺭ می کنند:

    ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده مقداری ﺧﻮﻥ می ریزند ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭ داده ﻭ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎ می کنند.

    ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ می بیند، یخ را به طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ مي زند.

    ﯾﺦ روی تیغه کم کم ﺁﺏ می شود ﻭ ﺗﯿﻐﻪ تیز، ﺯﺑﺎﻥ سرد و بی حس شده ﮔﺮﮒ ﺭﺍ می بُرد.

    ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ می بیند ﻭ به ﺗﺼﻮﺭ و خیال این که ﺷﮑﺎﺭ و طعمه ﺧﻮﺑﯽ پیدا کرده ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ می زند.

    اما نمی داند یا نمی خواهد بداند که با آن حرص وصف ناشدنی و شهوت سیری ناپذیر، دارد ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩش ﺭﺍ می خورد!

    ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺍﺯ آن ﮔﺮﮒ زبان بسته ﺧﻮﻥ می رود تا به دست خودش کشته می شود.

    نه گلوله ای شلیک می شود، و نه حتی نیزه ای پرتاب!

    اما گرگ با همه غرورش سرنگون می شود!

    شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،

    خاطراتت را، نمی گویم دور بریز،اما قاب نکن به دیوار دلت…!

    در جاده زندگی، نگاهت که به عقب باشد، زمین می خوري، زخم بر می داري و درد می کشی…!

     نه از بی مهری کسی دلگیر شو و نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم…!

    به خاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش، تو چه میدانی؟

    شاید … روزی … ساعتی … آرزوی نداشتنش را می کردی…

    تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار …

    هیچ کس آنقدر قوی نیست که ساعت ها بر عکس نفس بکشد …

    در آینده لبخند بزن…

    این همان جایی است که باید باشی!

    هیج کس تو نخواهد شد،

     آرامش سهم توست…!


    این مطلب تا کنون 26 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ اینگونه ﺷﮑﺎﺭ می کنند:

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده